روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

19

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

داخل سوريه شد و بر حلب تاخت و در ژانويهء 1401 ( 804 ه . ) دمشق را غارت كرد . سپس بسوى شرق بازگشت و در ژوئيهء همانسال به بغداد آمد و آنجا را هم بروز دمشق انداخت . در آغاز سال 1402 ( 805 ه . ) بار ديگر به آسياى صغير آمد و با سپاهيان بيشمار خويش بسوى مغرب راند . در آغاز ژوئيه به آنقره رسيد و در بيستم آن ماه جنگى سخت روى داد . سپاهيان تاتار تيمور تركان عثمانى را سخت شكست دادند و سلطان بايزيد اسير شد و گفته‌اند كه او را به قفس آهنين افكندند و بهمراه تيمور بجانب مشرق آوردند . بايزيد در 1403 ( 806 ه . ) در نهايت فلاكت جان داد و به اين ترتيب تا نيم قرن ديگر قسطنطنيه بدست مسيحيان باقيماند و از گزند تركان مصون گشت . چون تيمور بازگشت ، مانوئل فورا به پايتخت خويش باز آمد . امپراطور جوان ( يعنى ژان ) نيز به تبعيدگاه خويش بازگشت و در جزيرهء « ميتيلن » « 1 » مستقر شد و با دختر « گاتيلوسيو » « 2 » كه از اهالى ژن و صاحب آن جزيره بود ازدواج كرد . كلاويخو راجع به « امپراطور جوان » و ادعاى او نسبت به تخت امپراطورى و حوادث متعاقب آن مفصلا بحث مىكند . چون اسپانيائيها بر سر راه خويش در ميتيلن پياده شدند سخنان بسيارى درين باره شنيدند . از لحظه‌اى كه تيمور در 1400 ( 803 ه . ) به گرجستان پا گذاشت همهء پيشروىهاى او را كشورهاى اروپائى با دقت و علاقهء روز افزون زير نظر داشتند . زيرا همچنانكه گفته شد ، از مدتهاى مديد همهء ديده‌ها متوجه امورى گشته بود كه در خاور نزديك جريان داشت . در اسپانيا مقارن اين احوال « هانرى سوم » پادشاه كاستيل ( قسطيله ) و « ليون » « 3 » بود . همسر او دختر « ژان دوگان » « 4 » بود كه دختر ديگرش نيز زن « ژان بزرگ » پادشاه پرتقال گشته بود . چون به چند سال بعد هم بنگريم ملاحظه ميكنيم كه برادر زادهء همين پادشاه كاستيل « پرنس هانرى » معروف به

--> ( 1 ) - Mitylene ( 2 ) - Gattilusio ( 3 ) - Leon ( 4 ) - Jean de Gaunt